X
تبلیغات
رایتل

ღ♥ღMissing some oneღ♥ღ

♥♥♥♥♥دنیای عشق♥♥♥♥

یادش بخیر

دلم تنگ شده 

 دلم برای خودم تنگ شده  

دلم برای ساناز کوچولویی که مثل عروسک بود تنگ شده  

دلم برای بیخیالی های بچگیم تنگ شده  

یادش بخیر چقدر خوبه آدم بیخیال باشه  

اون موقعه ها عشق فقط توی کارتونایی مثل زیبای خفته و دیو دلبر و سیندرلا و این می دونستم همیشه وقتی بازی می کردم اسمه خودم و می ذاشتم سیندرلا و اون موقع ها که این کارتونا اومده بودن کفش سیندرلا و دستبند و ایناشم بود منم همشونو داشتم وقتی به قوله خودم سیندرلا بازی می کردم خونم که پله داشتم یه لنگه از کفشم و اونجا جا می ذاشتم و مثلا پرنس می اومد و اونو بر می داشت 

 چه روزا یی بود 

 چه شب هایی 

 چه دنیای کوچیک و خوبی بود 

 اون موقعها خیلی دوست داشتم که یه پرنس عاشقم باشه و منم یه پرنسس باشم و تو یه قصر رویایی با پرنسم که عاشق منه زندگی کنم.... وقتی از این فالهای بچگانه می گرفتیم من همیشه جاهایی که می خواستم زندگی کنم قصر و و یهخونه ی استخرداره بزرگ بود و اسمه کسایی که می خواستم مثلا اسم پرنسم باشه اسم ((کن)) و بقیه عروسک های پسر بود که دوستشون داشتم اون موقع ها از اون جادوگره تو سفید برفی می ترسیدم و وقتی که کارتونشو می دیدم کلی برای سفید برفی گریه می کردم  

تو اون دنیای کوچیک من متعلق به هیچ چیز و هیچ کس نبودم چون معنی تعلق داشتن و نمی دونستم تو دنیای بیخیالی طی می کردم همش فکرم شخصیتهای کارتونی مختلف بود و نقاشی کشیدن اونا و باربی بازی و اینجور چیزابود.  

ولی اون موقع ها خیلی دلم می خواست بزرگ شم اما الان خیلی دلم می خواد کوچیک شم خیلی دلم می خواد بیخیال باشم 

 خیلی دلم می خواد دفتره نقاشیم و باز کنم و توش نقاشی سیندرلاو زیبای خفته و اینارو بکشم خیلی دلم می خواد تخمه مرغ شانسی بخرم و از جایزه ای که توشه لذت ببرم 

 خیلی دلم می خواد شبها به فکر اینکه کن چقدر باربی دوست داره بخوابم 

 خیلی دلم می خواد که مغزم و با یه دکمه خاموش کنم و به هیچ مشکلی تو دنیا فکر نکنم  

هییییی 

 

 زندگی ۳ اصل داره : 

 ۱.خاطرات  

۲.غم  

۳.عشق   

 با اولی زندگی کن 

 دومی و به خاطر اولی تحمل کن  

 

واقعا ما آدما همینیم با خاطره های خوب یا بد زندگی میکنیم ولی عشق و چه تلخ چه شیرین شیرین می بینیم و باهاش غذق در احساس می شیم اما امان از زمانی که عشقی نباشه گریه هامون بدرقهی عشق از دست رفته میشه و آهنگی که برامون خونده میشه هق هق و نسیمی که ورزیده میشه حسرت دیداره دوباره ی عشقه 

 

 سه چیز از شمع آموختم: 

  

۱.ایستاده بمیرم  

۲.بی صدا بمیرم  

۳.روشن و زیبا بمیرم  

 

                                       ♥ ♥♥♥♥♥♥  ♥ ♥♥♥♥♥♥  ♥ ♥♥♥♥♥♥ 

 

نمی دونم جدیدا چرا اینقدر به تو فکر می کنم با اینکه می دونم دیگه ماله من نیستی و بهم فکر نمی کنی 

نمی دونم چرا جدیدا فقط دلم می خواد گریه کنم اما نمی تونم و فقط بغضم می گیره 

نمی دونم چرا وقتی یه کتاب رومان می خونم حتی اونجا که از عشق به بهترین وجه حرف می زنه من گریم می گیره شاید دارم حسرت داشتن چنین عشقی و می خورم با اینکه می دونم چنین عشق هایی فقط توی کتاباست 

نمی دونم چم شده 

واقعا نمی دونم 

+ نوشته شده در 1389/05/25 ساعت 06:34 ب.ظ توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 36 نظر