ღ♥ღMissing some oneღ♥ღ

♥♥♥♥♥دنیای عشق♥♥♥♥


مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

سخنی از دل

سلام به دوست های عزیزم قبل از شروع حرف هایی که می خوام بنویسم اول از همتون بخاطر اینکه دیر آپ کردم معذرت می خوام سرم خیلی شلوغ و وقت ندارم شرمنده 

 

 سخنی از دل 

 

شب هاست که عکسش را بر روی مهتاب شبانه می بینم ستاره ها به او نزدیک می شوند و ا و را از من دور می کنند و قلب من را همچون گلی که توسط باد پرپر می شود پرپر می کنند.این حرف ها را به او نمی گویم که سرنوشتم جز خرد شدن و پشیمانی از غرور شکسته شدم نباشدزیرا سرنوشت یک عاشق بی معشوق که دلش همچون آسمان شب سیاه و تاریک است بهتر از سرنوشته کسی ست که علاوه بر غم نبودن یار غرور و شخصیتش شکسته شده. 

صدای او برایم از هر نغمه و آوازی زیباتر و طنین انداز تر ه اما حیف که از دلم بی خبر است ، بی خبر از عشقی که روز به روز من را خود ساخته تر و گاه تنهاتر می سازد. 

عزیزم عشق تو حتی با نبودنت هم مرهم همیشگی زخم های کهنه ام است ، قلب تنهای من از عشق تو برایم دوستانی با چهره و جنس تو می سازد و این من را از تنهایی در میارد اما حیف که همه ی اینها در عالم خیال است و در دنیای حقیقی ام خبری از تو نیست...

+ نوشته شده در 1388/06/02 ساعت 12:13 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 49 نظر

چگونه بگویم  : دوستت دارم !!!

 چگونه بگویم  : دوستت دارم !!!

وقتی که مردان گرگرفته در بستر این جمله را به

 روسپیان کهن سال می گویند ؟؟؟


 

وقتی که این کلام


 

پیش از آدینه به زمزمه تکرار می شود در گرداب

خوی کرده ی بوسه و خواهش ؟؟؟


 

چگونه بگویم دوستت دارم وقتی که این آیه

قدسی ورد زبان آدمیانی است


 

که با قلبی میان دو پا و دشنه ای در کف ، کنج دنج

کوچه های قهر کنان را می کاوند ؟؟؟


 

 


 

تنها یکی نگاه ...


 

تا این کلام ابدی شود میان ما دو تن


 

و بشنویمش


 

بی آن که سخنی بر لب رانده باشیم  !.

+ نوشته شده در 1388/05/31 ساعت 1:16 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 51 نظر

نامه ای به تو...

 تو تمام دفترهام جایی نیست که  رد پای تو در آن دیده نشه٬ همه جا پر شده از اسم تو. 

لحظه ی فکر کردن به تو بهترین لحظه ی زندگیمه چون در آن لحظه توی عالم عشق غرق میشم و برام مهم نیست در دنیای حقیقی چی می گذره. 

خیلی از شبهامو به این فکر می کنم که اگر تو را از دست بدهم چی کار می کنم؟ 

گذر زمام بدون تو برام ممکن نیست ٬حتی تمرکز برای آب خوردن هم ندارم چه برسه بقیه ی موارد. 

زندگی من و تو شبیه به هم دیگه ست. دنیای من و تو باهم طی میشه اما هر وقت فکر کردی که زندگیت بی من شادتره بدون معطلی از پیشم برو من مانع تو نمیشم چون شادی تو شادی منم هست و اگر روزی ببینم که تو شاد نیستی اون روز روز مرگ من خواهد بود. 

من دوستت دارم اینو قاطعانه بهت میگم. این دوست داشتن با رفتن تو یا حتی رفتن خود من نابود نخواهد شد. 

 

+ نوشته شده در 1388/05/29 ساعت 11:12 AM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 24 نظر

!!!

 

 

 

 

عشق از عزل است و تا ابد خواهد بود 


جوینده عشق بی عدد خواهد بود 

 


 


فردا که قیامت آشکارا گردد 


هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود  

 

 

قلب پر از سکوتم دلتنگ از این جدایی 


بی تو ببین چه سرده تابستون تنهایی

 
+ نوشته شده در 1388/05/26 ساعت 9:56 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 15 نظر

تنوع....

سلام 

 

به کی سلام کردم؟!

به عشق! به زندگی؟‌به دنیا؟‌ به دوستام! به آسمان!  

 

نمی دونم فقط سلام شاید بهتر باشه این سلام از سوی من برای همه باشه !

دنیا و آسمون و هوا اونقدر متفاوته که تو عجب باقی می مونم!

زمین رنگا رنگه بعضی وقتا یک دست سبزه بعضی وقتا سبز و زرد ونارنجیه بعضی وقتا مخلوطی از 

 

 سنگ های رنگیه که اونقدر قشنگن که آدم دلش می خواد ساعت ها بهشون نگاه کنه و رنگ و از 

  رنگ جدا کنه!!!!!!!!!!!!!! 

 

عشق هم مثل دنیاس! رنگا رنگ و متنوع !  

 

این عشق می تونه به هر چیزی باشه اما تنوعی که درونش هست را باید خود انسان با همان  

 

یک عشق بسازه وگرنه این تنوع ممکنه به جای زیبایی به خیانتی سیاه تبدیل بشه!!!

+ نوشته شده در 1388/05/25 ساعت 5:50 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 11 نظر

دوست بداریم!!!!!!!!!

خسته و تنهایم 

 

می دونی اصل زندگی ما با خاطرات زمان عشق و غم می گذره  

 

عشق می تونه ریشه ی اصلیه همه ی این موارد باشه!
 

تو اگه عاشق کسی باشی باهاش هم زمان رو داری هم خاطرات و هم غم !  

 

عاشق باشیم؟!! نمی دونم اما یکدیگر را دوست بدارین حداقل بتوانیم مقداری از این موارد را داشته باشیم!!! 

 

 

+ نوشته شده در 1388/05/20 ساعت 8:27 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 19 نظر

تنهایی

تنهایی! 

این چه واژه ای است که حتی در هنگامی که همه ی کسانی که می گویند دوستت دارند پیش تو هستند باز هم سراغ من می آید؟ 

شاید آن ها واقعاً من را دوست ندارند و فقط به هر دلیلی ادعا می کنند! 

آدم های زیادی اطرافم هستند اما از یک آدم تنها تنهاترم !زیرا هیچ کس را ندارم که برایش سخن از دل گویم!چه جالب تنهایی حتی هنگامی که اطافم شلوغ است  نیز نزد من است! 

 

شاید خودم را باخته ام، شاید هم دیگران مرا بدست فراموشی سپرده اند!دیگر نمی دانم کی دوست و یار واقعی من است، نمی دانم که راست می گوید که دروغ! دنیای بدی شده از این دنیا خسته شدم! 

نمی دانم اما روزگارم با این  یار همیشگی (تنهایی) سیر می شود!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در 1388/05/17 ساعت 9:57 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 16 نظر

تو!!!!

 

 

 

آغوش گرم تو پناهگاهی آرام و بی نظیر برای قلب پر اندوه من است٬لب هایت مرهمی ست برای تمام دردهایم٬دست هایت زنجیره ای از عشقمان است٬چشمانت دنیایی از زیبای هاست٬قلبت هدیه ای برای ادامه زندگی در دنیای عشقمان است٬ می بینی وحودت بهترین هدیه ایشت که تا کنون داشته ام !!!!!!!!!! 

اسم هدیه ای که به من دادی را عشق می گذارم تا همه ی عالم و آدم به آن حسودی کنن.... 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 1388/05/16 ساعت 1:18 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 10 نظر

رنگ

دنیارو با چه رنگی می بینین؟!!!!!!!!! 

 

با رنگ عشق؟ 


بارنگ درد؟ 

 
با رنگ غم؟ 


با رنگ دل  شکستگی؟  

با رنگ تنهایی؟!   

یا اصلا رنگا رنگ و شاد می بینید؟
  

کدام یک؟
جدا چرا رنگهای متفاوت اند؟اگر نبودند می شد عشق را تشخیص داد؟می شد غم را فهمید؟می شد دنیا را دید؟!!!!!!!!!!!
 

+ نوشته شده در 1388/05/12 ساعت 8:06 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 20 نظر

حافظ

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم               

بهار توبه شکن می‌رسد چه چاره کنم 

سخن درست بگویم نمی‌توانم دید

که می خورند حریفان و من نظاره کنم 

چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه

پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم 

به دور لاله دماغ مرا علاج کنید

گر از میانه بزم طرب کناره کنم 

ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت

حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم 

گدای میکده‌ام لیک وقت مستی بین

که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم 

مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی

چرا ملامت رند شرابخواره کنم 

به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی

ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم 

 

ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظبه بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم
 

 

 

این شعری زیبا از حافظ است برای تمام عاشقان

+ نوشته شده در 1388/05/11 ساعت 9:32 PM توسط ҉҉Lonely girl ҉҉ | 2 نظر

<<   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10   >>